محرم آمده اما دستان شاعر خالیست
نقاش به جنگ نابرابر رفته است
با درد کشید.... یارِ آخَر رفته است
یک لحظه ی ماندگار! تصویری از
مردی که به روی نیزه با سر رفته است
متن ادبی وشعر
نقاش به جنگ نابرابر رفته است
با درد کشید.... یارِ آخَر رفته است
یک لحظه ی ماندگار! تصویری از
مردی که به روی نیزه با سر رفته است
بعد از خواندن این نظرات مصمم شدم تا دوباره دلنوشته هایم را بنویسم و دوباره منتظر نظرات مهربانانه تان بمانم
تکیه گاه دردهایم را عوض کردم ببین
تکیه بر دیوار کردم شانه ات پوشالی است
خواستم باشی کنار من نشد... تو رفته ای
اشکهایم یادگار از آن شب جنجالی است
آن شب از تنهایی ام ترسیدم و گفتم نرو!
گفتم، اما رفته ای تو... دستهایم خالی است
تازگی ها قلب من از درد می پیچد به خود
من گناهم عشق بود و عشق هم بد فالی است!!
***
سادگی کردم بیا برگرد... با من باش تا
با همه مردم بگویم روزگارم عالی است...